تصمیم گیری در کودکان

تصمیم گیری در کودکان

تصمیم گیری در کودکان

 

اوقات زیادی ما، در موارد متعدد توانایی تصمیم گیری نداریم. پیش می آید که در مسائل سطحی نیز زمان و انرژی مصرف می کنیم که شاید بشود در جایی بهتر انجام شود. در چنین شرایطی چه راه حلی مناسب تر است که فرزندمان بتواند تصمیم گیری ساده تری داشته باشد. راهی بهتر از آموزش برای گرفتن تصمیمات درست؟

زمانی که ما فرصت گزینش کردن، انتخاب کردن را به فرزندمان می دهیم او را در راه تصمیم گیری ولو کوچک و ساده کمک و هدایت می کنیم.

مثلا از یک کودکی در سن دوسالگی سوال کنید به چه میوه ای علاقه مندی؟ آناناس یا پرتغال؟ یا به یک کودک شش ساله بگویید دوست داری شلوار چه رنگی به تن کنی؟ مشکی یا آبی؟ و یا به یک کودک ده ساله حق گزینش کردن بدهید تا انتخاب کند میخواهد اول بازی کند یا به مشق هایش رسیدگی کند. با انجام همین چند کار ساده به فرزندتان در همان ابتدا می آموزید که چگونه با فرمول انتخاب آشنا شوند و تصمیم گیری های بهتر و مهمتری داشته باشند.

شاید بگویید امکان ندارد و کودکان صلاحشان را نمی دانند اما می توان گفت که در این روش ما نمیخواهیم آزادی کامل و قطعی به بچه ها بدهیم و قرار نیست ریسک بالا انجام دهیم و فرزندمان را در معرض خطر قرار دهیم بلکه میخواهیم گزینه بهتر و اصلح را برای خود انتخاب کند. و در چنین شرایطی باید راضی باشیم به انتخاب های فرزندمان.

و باز مثلا تصور کنید به فرزند پنج ساله ی خود مسواک زدن را توصیه و تاکید می کنیم ولی او بهانه می آورد در شرایطی که می دانیم ساعت ۷ است و او درحال تماشای برنامه مورد علاقه اش است. بهتر است چند دقیقه قبل از او بپرسیم میخواهد قبل از برنامه مسواک بزند یا قبل از آن؟ او معمولا انتخابش بعد از برنامه است و این تاکتیک بسیار بهتری است چون او خود را ملزم خواهد کرد که بعد از تماشای تلویزیون به قولش عمل کند.

هربار که ما به فرزندمان در چند مورد حق انتخاب می دهیم درحال کمک کردن به او هستیم تا مهارتهایش را بهتر بشناسد و درمورد تصمیم گیری کند.

او یاد می گیرد در آینده چه تصمیماتی برایش بهتر است و خودش در قبال انتخابهایش مسئول خواهد بود. به این شکل ما فرزندی تربیت خواهیم کرد که تصمیمات مسئولانه و حرفه ای اتخاذ خواهد کرد. البته بسیار بهتر است گاهی اوقات اجازه بدهیم کودکمان خودش به تنهایی تصمیم گیری کند. (البته به جز مواردی که می تواند برای کودک خطرناک باشد) قطعا ما هرچقدر درباره تصمیم اشتباه کودکمان با او مجادله کنیم او نخواهد پذیرفت پس بهتر است اجازه بدهیم خودش با عواقب تصمیمش مواجه شود.

گاهی اوقات والدین بعد از تصمیم اشتباه کودک او را تنبیه، سرنش یا نصیحت می کنند. زمانی که ما کودکمان را بازخواست یا تنبیه می کنیم آنها به جای آنکه متوجه اشتباهش شوند و عواقب کارشان را تحلیل کنند یا می خواهند برای فرار از تنبیه چاره جویی کنند یا احساس نوعی عذاب وجدان یا گناه را در خود می بینند.